گل یاسمین

اینجا خاطرات یک گل زیبای کوچولو ثبت میشه ... گل یاسمین ... قشنگترین گل دنیا

غذای کمکی ... دندان ...

خبر ... خبر ...  اولین دندونم داره درمیاد و حسابی اذیتم میکنه و چند روزه بد اخلاق شدم و همش نق میزنم چون لثه ام خیلی میخاره و درد میکنه. از دندانگیر هم خوشم نمیاد که بکشم به دندونم به جاش مامانم بهم هویج یا خیار میده . خیار رو خییییییییییلی دوست دارم. همچین میکشمش به لثه ام که قیژ قیژ صدا میده و یه کم آروم میشم.

 

غذای کمکی رو یک ماه زودتر یعنی از آخر پنج ماهگی شروع کردم. فرنی و حریره بادوم رو زیاد دوست ندارم ولی سوپ رو بهتر می خورم.

وقتی هم که نخوام، هیچی نمی خورم. غذا رو یک ساعت توی دهنم نگه می دارم و قورت نمیدم. نود در صد مواقع هم در این حالت عطسه میکنم و همه محتویات دهنم رو می پاشم سر تا پای هیکل کسی که داره بهم غذا میده.

راستی موهام که ریخته بود الان داره کم کم درمیاد. آخه من اون اول که به دنیا اومده بودم یه عالمه مو داشتم که کم کم ریخت و الان داره دوباره درمیاد. رنگ چشمهام هم طوسی روشن بود که الان تیره تر شده.

مامانم از هفته دیگه میره سر کار و من پیش مامان جونی می مونم.

راستی من الان میتونم چند ثانیه بدون کمک بشینم و مدت نشستنم هم هر روز داره بیشتر میشه و چیزی نمونده که دیگه خودم بتونم کاملا بدون کمک کسی بشینم.

وای ... چند روز دیگه شش ماهم تموم میشه و باز هم باید واکسن بزنم ...

 

 

یاسمین متعجب :

 

دست من و دست بابام :

  
نویسنده : یاسمین ; ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۱
تگ ها :