گل یاسمین

اینجا خاطرات یک گل زیبای کوچولو ثبت میشه ... گل یاسمین ... قشنگترین گل دنیا

طوطی

از امروز جیغ کشیدن رو یاد گرفتم همش دارم جیغ میزنم. از شما چه پنهون الان بابام که زنگ زده بود به مامانم میگفت چرا صدای طوطی میاد . منو میگفتا قهقهه .

چند روز پیش هم با دوستای مامان و بابام رفته بودیم بیرون بعدم رفتیم رستوران. اینم عکسم:

 

آره دیگه یک عالمه خاله و عمو اونجا بودن. راستی خاله ها ببخشین که هی اف پنج میزنین خبری ازم نیستا ، منشی مخصوصم وقت نمیکرد وبلاگمو آپدیت کنه. حالا اف پنج بزنین ... آفرین ;) . میاین اینجا یه کامنتی چیزی هم بذارین بابا نیشخند.

راستی مامان و بابام یه شب منو گذاشتن پیش مامان جونیم خودشون رفتن سینما فکرم میکنن که من نفهمیدم. من که خودم فهمیدم کجا رفتین به روتون نمیارم جلو من شرمنده نشین. منم حسابی مامان جونیمو اذیت کردم تا از خجالتشون دربیام. یه ماه دیگه مامانم مرخصیش تموم میشه و میره سر کار من باید همش پیش مامان جونیم بمونم برای همین دارن عادتم میدن.

  
نویسنده : یاسمین ; ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٠
تگ ها :

واکسن چهارماهگی

من واکسن چهار ماهگیم رو هم زدم و دو روز تب داشتم و مظلوم شده بودم. نمیدونم چرا  همش دست و پاهام رو با آب سرد میشستن و پارچه خیس روی پیشونیم میذاشتن. منم خوشم نمیومد و هی جیغ میزدم و گریه میکردم.

آماده ام برای ددر رفتن:

 

این عکسم رو بابام قاب کرده گذاشته روی میز کارش توی شرکتشون:

 

اینجا هم دارم آتیش میسوزونم:

 

  
نویسنده : یاسمین ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٦
تگ ها :